خبرنگار سلامت هستم، به نام مردم
خبرنگار سلامت که باشی، درد را از هر طرف نمی‌خوانی که به همان درد ختم شود. باید روایت از درد را عوض کنی و آن‌قدر بشکافی و بدوزی که عمق درد را بفهمی و بعدتر برسی به ابتدا و انتهای آن. باید آدم‌ها را با دردشان ببینی و دردشان را حس کنی و خودت را بگذاری جای آنها و درد بکشی. دردی که خبرنگار سلامت می‌کشد را مسئول نظام سلامت نمی‌کشد.
تاريخ : هجدهم مرداد 1398 ساعت 03:17   کد : 11795
باید از خودت بگذری خیلی وقت‌ها. هرچه گفتند، هرچه بافتند، هرچه ساختند را بگذاری کناری و روزی سه بار، صبح، ظهر، شب به خودت یادآوری کنی که خبرنگار سلامت هستی. این برچسب مقطعی نیست که از این رسانه به آن رسانه توفیر داشته باشد و نشانی تو عوض شود. قرار است یک عمر خبرنگار سلامت باشی تا پدر و مادر و کودکانی که بیمار هستند را بفهمی و پشت میزت ننشینی که خیلی‌ها خوش خوشان‌شان شود و با خودشان بگویند فلان خبرنگار نشسته است و نمی‌نویسد. باید بنویسی از هرچه درد می‌بینی و هرچه بیمار که صدای‌شان را به گوش تو رسانده‌اند.

باید از خودت بگذری خیلی وقت‌ها. دیگر قرار نیست فقط از زیبایی‌ها بنویسی و کمبودها را به هزار مصلحت نادیده بگیری. تو دیگر فقط جای خودت زندگی نمی‌کنی که چشم‌هایت را بپوشانی و نبینی و نشنوی. این چشم و گوش را پروردگار داده که بیشتر ببینی و بشنوی و این نیرو را گذاشته توی سر انگشت‌هایت که بنویسی. این‌ها داستان نیست، اما در عین حال هست. این‌ها دیدن و شنیدن آن چیزهایی است که کف خیابان‌های این شهر می‌گذرد و حتی توی پیاده‌روهای کنار بیمارستان‌ها و حتی توی اتاق‌های مطب‌ها و حتی در صف انتظار داروخانه‌ها.

باید از خودت بگذری خیلی وقت‌ها. نمی‌توانی اشک دم مشک باشی و درد کودکی را ببینی و بروی گوشه‌ای اشک بریزی یا بغض کنی و با خودت بگویی که ندیدم. این بار را اگر روی شانه‌ات حس کنی، همان پروردگاری که نفس کشیدن را به تو هدیه کرده، کمک می‌کند تا بمانی و بنویسی. مهم است این نوشتن. خیلی‌ها می‌بینند و می‌خوانند و تکان می‌خورند. آن وقت توفیر دارد شرایط با وقتی که ببینی و ننویسی.

باید از خودت بگذری خیلی وقت‌ها. کمبودهای دارو و تجهیزات پزشکی، نبودن کارتخوان در مطب‌ها، کمبود پزشک در مناطق محروم، شرایط بیمه‌های درمانی، تکریم بیمار در بیمارستان‌ها، اولویت داشتن بهداشت به درمان و هزار هزار ماجرای خوب و بد دیگر را دیده و نوشته‌ای و این‌ها رسالت تو به عنوان خبرنگار سلامت است. قرار نیست این عنوان را از تو بگیرند تا وقتی بخواهی.

باید از خودت بگذری خیلی وقت‌ها. حتی اگر سرت گیج می‌رود، چشم‌هایت درست نمی‌بیند، نفس‌هایت تنگ شده است و بیمه درست و درمانی برای خودت نداری، باید به فکر آدم‌هایی باشی که چشم‌شان به قلم توست تا دردشان را بنویسی و به گوش خیلی‌ها برسانی. اصلا باید هر روز صبح توی آینه به دانه دانه موهای سفید شده‌ات نگاه کنی و زیر لب بگویی: «من یک خبرنگار سلامت هستم، به نام مردم.»

امیر پروسنان، ایرنا

پایان پیام/