فاجعه‌ای در حوالی کرج

مهرجویی در دایره مینا

مهرجویی در دایره مینا
تاريخ:بيست و سوم مهر 1402 ساعت 12:30   |   کد : 26198   |   مشاهده: 2760
نویسنده: امیر پروسنان
داریوش مهرجویی و همسرش در یک فاجعه هولناک در ویلای خود در حوالی کرج به قتل رسیدند و این موضوع توجه بسیاری از افراد را به سمت آثار این کارگردان مهم سینمای ایران جلب کرد و بد نیست نگاهی به فیلم دایره مینا بیندازیم که یکی از جنجالی‌ترین فیلم‌های این کارگردان صاحب نام ایرانی است.
به گزارش خبرنگار ایران پزشک، رسانه‌ها صبح امروز از قتل داریوش مهرجویی و همسرش وحیده محمدی فر در ویلایی در حوالی کرج خبر دادند. خبری هولناک که به سرعت پیچید و فضای مجازی را تحت تاثیر قرار داد.
 
پلیس درباره این موضوع اعلام کرد که حادثه در ساعات پایانی شنبه ۲۲ مهر ماه از طریق تماس با پلیس ۱۱۰ اطلاع داده شده و با حضور ماموران در محل، مشاهده شده که داریوش مهرجویی و همسرش در ویلای شخصی واقع در زیبادشت مشکین آباد به قتل رسیده‌اند. این حادثه از طریق دختر مرحوم مهرجویی به پلیس اطلاع داده شده و انگیزه قتل هنوز مشخص نیست. پلیس می‌گوید که شواهد حاکی از آن است که قتل بر اثر جراحت ناشی از ضربات سلاح سرد انجام شده است.

سخنگوی فراجا نیز در این رابطه می‌گوید: پلیس عاملان این اقدام وحشیانه را به ‌زودی دستگیر و به دستگاه عدالت خواهد سپرد. اقدامات فنی همان ساعات اولیه انجام و کاراگاهان درمحل حاضر و در حال بررسی سناریوهای محتمل هستند.

مهرجویی یکی از اولین‌های موج نو سینما

داریوش مهرجویی را باید یکی از اولین‌های موج نو سینمای ایران بدانیم. او در سال ۱۳۴۸ با همکاری غلامحسین ساعدی، فیلم نامه گاو را از روی یکی از داستان‌های کوتاه مجموعه عزاداران بیل نوشت و ساخت. فیلمی که در آخرین سال‌های دهه ۴۰ شمسی، سینمای ایران را به منتقدان جهان معرفی کرد.

برخی از فیلم‌های مهرجویی در بازه‌های زمانی مختلف توقیف بود و اجازه پخش نداشت و یکی از آن فیلم‌ها دایره مینا است. فیلمی که به موضوعی متفاوت در سال‌های دهه ۵۰ شمسی می‌پردازد.

فیلمی که منجر به تشکیل سازمان انتقال خون شد

دایره مینا یکی از اثرگذارترین فیلم‌های ایران است. اثرگذار از این جهت که توانست موضوع مهمی را به جامعه نشان بدهد و به همین واسطه، سازمانی برای رفع آن مشکل ایجاد شود. هرچند برخی می‌گویند سازمان انتقال خون، قبل از ساخت دایره مینا تشکیل شد، اما واقعیت این است که سال ساخت دایره مینا و تشکیل سازمان انتقال خون ایران، هر دو در ۱۳۵۳ است.

فیلم در آن زمان توسط وزارت فرهنگ و هنر تایید نشد و پس از پیگیری‌های مهرجویی و رایزنی با نظام پزشکی، فیلم را تولید کرد، اما به مدت سه سال اکران نشد. فیلمی که مبنایی مستند داشت و روایت پسری بود که پدرش را به دلیل بیماری به بیمارستانی در شهر برده و به دلیل بی پولی نمی‌توانست او را بستری کند و در اطراف بیمارستان با فرد کار چاق کنی آشنا شد که خون را توی شیشه می‌کرد و می‌فروخت. باندی که از افراد فقیر و نیازمند، خون می‌گرفتند و برای خودشان مافیایی ساخته بودند.


مهرجویی درباره دایره مینا گفته بود: دکتر اعلا با دکتر اقبال رییس نظام پزشکی وارد مذاکره شد و من روزی به دفتر دکتر اقبال رفتم و تنها با ایشان جلسه‌ای داشتم. دکتر اقبال به من گفت که این چه فیلمی است که ساختی. این فیلم مثل این است که انگار یک هتل درجه یک و مجلل داری و به جای این‌که هتل و مجلل بودن آن را نشان بدهی، یک ضرب به آشپزخانه رفتی و فقط کثیفی را نشان می‌دهی. چرا این کار را کردی؟ من گفتم که می‌خواستم نسبت به کمبود خون در ایران آگاهی رسانی کنم و مردم را تشویق به اهدای خون کنیم.

مهرجویی گفته بود: آن موقع مردم از اهدای خون هراس داشتند و از مزایای آن با خبر نبودند. دکتر اقبال گفت که تو باید نشان می‌دادی یک فرد افتاده و حالش بد است. بعد به او شیشه خون تزریق می‌کنند و او کم کم حالش خوب می‌شود. من گفتم این فیلم و سناریو یک یا دو دقیقه بیشتر طول نمی‌کشد و به هیچ دردی نمی‌خورد. دکتر اقبال در نهایت موافقت نکرد. شخصیت دکتر داوود زاده در فیلم برگرفته از دکتر اعلا بود. بهمن فرسی نیز این نقش را بازی کرد و البته در بازی کردن نقش وجدان کاری زیادی داشت. شخصیت دکتر سامری نیز برگرفته از شخصیت دکتر گیلانی بود که البته من او را زیاد نمی‌شناختم. جالب است که جیب مدیر تهیه ما، علی نقی کنی پر از تریاک بود و وقتی معتادان سر صحنه سر و صدا به راه می‌انداختند، به آنها تریاک می‌داد تا آرام شوند و بگذارند فیلم برداری کنیم. فیلم دایره مینا به شکل غیرمستقیم باعث شد که سازمان انتقال خون تاسیس شود.

سینما کار خودش را کرد

دایره مینا در آن زمان یک شوک بزرگ برای حاکمیت بود که از وضعیت بهداشتی و خون رسانی آگاهی چندانی نداشت. فیلمی که یک واقعیت که در اطراف بیمارستان‌ها رخ می‌داد را به تصویر کشید و به همه نشان داد و نتیجه آن یک اتفاق مهم بود و منجر به تاسیس سازمان انتقال خون ایران شد.

پرویز جاهد، منتقد سینما نیز در سال ۱۳۹۷ گفته بود: «خانه سیاه است» و «دایره مینا» از فیلم‌هایی هستند که قبل از انقلاب روی بدن و زخم متمرکز شدند. رویکرد مهرجویی نیز یک رویکرد رئالیستی سیاه و خشن است. در فیلم «دایره مینا» آنقدر زندگی سیاه و تیره است که انگار کورسوی امیدی وجود ندارد و دوربین مدام در تاریکی حرکت می‌کند و حتی به گورستان ختم می‌شود. در آن زمان آنقدر خون فاسد به سیستم سیاسی کشور تزریق شده بود که انگار دیگر نمی‌شد آن را نجات داد و فقط به یک انقلاب نیاز بود و «دایره مینا» این واقعیت را به خوبی نشان داد.

مگر یک هنرمند چه وظیفه‌ای بیشتر از این دارد که تغییری را به نفع مردم رقم بزند؟ آن هم در حوزه سلامت که مستقیم با جسم و روان انسان‌ها در ارتباط است. فیلم مهرجویی در سال ۱۳۵۳ کار خودش را کرد و تاثیرش هنوز وجود دارد.

داریوش مهرجویی کارگردان مهمی است و فیلم‌های او در بازه‌های زمانی مختلف توانستند علاوه بر کسب جوایز معتبر بین المللی سینما، تاثیر مستقیم یا غیرمستقیمی بر یک مشکل اجتماعی بگذارند.

پایان پیام/

https://iranmd.com/News/1/26198
Share

آدرس ايميل شما:  
آدرس ايميل دريافت کنندگان