از حریرچی تا تاجرنیا: یکی از این ۱۲ نفر
نویسنده:
امیر پروسنان
به گزارش خبرنگار ایران پزشک، اسامی زیادی برای سکانداری وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مطرح شده است. فهرست اسامی طولانی است، اما در همان نگاه نخست بعید به نظر میرسد برخی از این افراد اصولا حداقلهای لازم و حتی تمایل برای نشستن بر صندلی وزارتخانهای که این روزها درگیر مشکلات زیادی شده و با اتفاقات مختلفی دست و پنجه نرم میکند را داشته باشند. با این حال در این گزارش کوتاه قرار نیست به همه این اسامی بپردازیم و صرفا به ۱۲ چهرهای اشاره خواهیم کرد که حسب شرایط و موقعیت شاید بتوانند یکی از گزینههای نهایی باشند.
اول: حریرچی، محبوب و با تجربه
اولین گزینه که از او حرف میزنند، ایرج حریرچی است. پزشک و جراح غدد و سرطان با سابقه معاونت توسعه دانشگاه علوم پزشکی تهران و وزارت بهداشت و قائم مقام وزیر که در دوران وزارت سید حسن قاضی زاده هاشمی، علاوه بر معاون کل بودن، سخنگوی وزارت بهداشت نیز بود و جایگاه این مقام را آنقدر بالا برد که سخنگوهای بعدی کار سختی در پیش داشته باشند.
هرچند او زاویه دید اصلاح طلبانه بیشتری دارد، اما تعامل حریرچی با گروههای سیاسی دیگر نیز همواره به خوبی رقم خورده و حتی پس از استعفای سید حسن قاضی زاده هاشمی، به عنوان معاون وزارت بهداشت در کنار سعید نمکی ماند. پزشک جراح و استاد دانشگاه اهل تبریز و علوم پزشکی تهران که همیشه رابطه خوبی با اصحاب رسانه داشت.
حریرچی یادگار دوران اجرای طرح تحول سلامت و به نوعی مرکزیت طراحی آن طرح محسوب میشود و خبرنگاران قدیمی سلامت خاطرات زیادی از آن دوران و شفاف سازی و پاسخ گویی حرفهای او دارند. او همواره در دسترس خبرنگاران بود و معمولا سوالی را بی پاسخ نمیگذارد، حتی اگر زمانی برای پاسخ گویی بخواهد، رسانه را رها نکرده و به پاسخ گویی معتقد است.
در کنار همه اینها میتوان به محبوبیت او میان مردم و جامعه پزشکی نیز اشاره کرد. پزشکی که به خصوص در دوران کرونا بسیاری او را بیشتر شناختند و اسم او را هنوز به خاطر دارند.
دوم: ظفرقندی، سیاسی و خوشنام
محمد رضا ظفرقندی نیز گزینه دیگری است که بسیاری از او نام میبرند. او به طور کامل یک اصلاح طلب قدیمی و شناخته شده است و این را در کارنامه کاری او میتوان دید. شاید جامعه شناخت چندانی نسبت به ظفرقندی ندارد، اما علاوه بر ریاست دانشگاه علوم پزشکی تهران، دبیرکلی انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران را نیز بر عهده داشته و در دو بازه زمانی، رییس کل سازمان نظام پزشکی بوده است.
خودش میگوید که در سالهای قبل از انقلاب، شیفته شریعتی بوده و پای صحبتهای او در حسینیه ارشاد مینشسته است. در سالهای بعد از انقلاب نیز با شهید رجایی دوست بوده و در یک گروه ۱۰ نفره، هر هفته با او جلسه داشتند و بر اساس خواست شهید رجایی، مسائل و مشکلات مردم را به او بازتاب میدادند.
ظفرقندی در سال ۱۳۸۴ از کاندیداتوری مصطفی معین در انتخابات حمایت کرد و در سال ۱۳۹۲ نیز از حامیان حسن روحانی بود. هرچند او را باید یک اصلاح طلب بدانیم، اما رفتار او معمولا محافظه کارانه یا محتاطانه است و در سالهای اخیر نیز به جز مسائل مرتبط با حوزه سلامت، درباره مسائل سیاسی و اجتماعی اغلب نظر چندانی نداده است. از آخرین اظهار نظرهای او میتوان به واکنش به خودکشی پرستو بخشی اشاره کرد که به دنبال این اتفاق در توییتر خود نوشت: فشار و استرس روحی، جسمی و معیشتی بر پزشکان جوان، طرحی و دستیاران به مرز هشدار رسیده است.
سوم: رئیس کرمی، ناشناخته برای همه
اگر این اصل را بپذیریم که رییس کمیته سلامت ستاد انتخاباتی یک رییس جمهور میتواند جزو گزینههای اصلی تصدی پست وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی باشد، باید سید رضا رئیس کرمی را یکی از چند گزینه اصلی بدانیم. ولی مهمترین نکته اینجاست که رئیس کرمی تقریبا برای همه ناشناخته است.
او علاوه بر ریاست دانشگاه علوم پزشکی قم، سابقه معاونت دانشجویی فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی تهران و معاونت درمان هلال احمر را نیز داشته است.
در دوران انتخابات ریاست جمهوری نیز بر مباحثی مانند ایجاد منابع پایدار در نظام سلامت و اجرای طرح پزشکی خانواده و سطح بندی خدمات و کاهش پرداخت از جیب بیمار تاکید کرده است. از طرفی به موضوع اصلاح نظام پرداخت نیز اشاره کرده و معتقد است که نظام پرداخت به اصلاحات نیاز دارد. حتی به افزایش ظرفیت پزشکی نیز انتقاد کرده و معتقد است که تا زمان ایجاد ساختارهای مناسب از نظر کمی و کیفی، افزایش ظرفیت پزشکی باید متوقف شود.
چهارم: مسعودی اصل، گزینه همیشگی
ایروان مسعودی اصل یکی از گزینههای همیشگی در سالهای اخیر برای پستهایی در نظام سلامت بوده است. گاهی از او به عنوان مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی نام برده شده و گاهی به سازمان بیمه سلامت ایران نزدیکتر شده و گاهی به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، ولی هیچگاه گزینه اصلی مد نظر گروههای صنفی و سیاسی نبوده است.
مسعودی اصل یکی از صریحترین و بی تعارفترین افرادی است که شاید میتواند اقتصاد سلامت را نجات بدهد، اما شاید پاشنه آشیل او، پزشک نبودن است. مدرک تحصیلی مسعودی اصل، دکتری تخصصی مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی است و سوابقی مانند قائم مقام مرکز پژوهشهای مجلس، معاون حقوقی و امور مجلس سازمان تامین اجتماعی، معاون دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی، عضو هیات مدیره سازمان بیمه سلامت ایران، مشاور مدیرعامل سازمان بیمه سلامت ایران و معاونت سازمان بازرسی کل کشور را در کارنامه اجرایی خود دارد.
مسعودی اصل یکی از صاحب نظران در حوزه مدیریت و اقتصاد سلامت محسوب میشود و تسلط خوبی بر مباحث مربوط به برنامههای توسعه کشور در حوزه سلامت دارد. از زاویه دید سیاسی معمولا او را به اصولگراها نسبت میدهند، اما حتی در دولتهای اصلاح طلب نیز روابط نزدیکی با مسئولان نظام سلامت داشته است.
پنجم: صومی، نه چندان شناخته شده، اما از دیار دلیران آذربایجان
محمد حسین صومی، فوق تخصص بیماری گوارش نیز یکی از اسامی پر تکرار این روزهاست. او علاوه بر معاونت دانشگاه علوم پزشکی تبریز در دوره ریاست پزشکیان، از ابتدای دولت یازدهم و پس از آن و حتی در دوران کرونا، رییس دانشگاه علوم پزشکی تبریز بود و عمده اقدامات او در این دوره حدود ۸ ساله، مورد تایید واقع شده است. از او به عنوان یکی از فعالترین روسای دانشگاههای علوم پزشکی کشور یاد میشود.
صومی تقریبا در پایتخت یکی از ناشناختهترین گزینهها برای تصدی پست وزارت بهداشت محسوب میشود، اما در دوران کرونا برخی رسانههای محلی انتقاداتی نسبت به رفتار دانشگاه علوم پزشکی تبریز در زمینه اطلاع رسانی و حتی برخورد با رسانهها داشتند. اینکه رفتار او در آن دوران با رسانههای منتقد به چه شکل بوده، نیازمند بررسی بیشتر است. زیرا یکی از مهمترین رویکردهای وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در دوران کرونا، ارتباط موثر با رسانهها در راستای اطلاع رسانی گسترده بوده و اگر قرار باشد تفکر برخورد با رسانه منتقد در دوران جدید وزارت بهداشت، مانند سه سال اخیر ادامه پیدا کند، صومی نمیتواند نسبت به این پاشنه آشیل، بی تفاوت باشد.
در فضای مجازی بسیار از او اسم برده میشود که احتمالا شانس بالایی در میان سایر افراد خواهد داشت. صومی در دوره اخیر انتخابات ریاست جمهوری در قالب نامهای که به امضای جمعی از مدیران ارشد پیشین نظام سلامت رسیده بود، از مسعود پزشکیان حمایت کرد و همچنین مسئول کمیته سلامت ستاد انتخاباتی پزشکیان در استان آذربایجان شرقی بود.
ششم: ناصحی، بی حاشیه و مردی برای تمام فصول
محمد مهدی ناصحی در حال حاضر مدیرعامل سازمان بیمه سلامت ایران است. او در دوران کرونا و دولت دوازدهم مسئولیت هدایت سازمان بیمه سلامت ایران را بر عهده گرفت و در دولت سیزدهم نیز در همین سمت ابقا شد.
ناصحی یکی از بی حاشیهترین مدیران نظام سلامت بوده که معمولا اظهار نظرهای او محدود به حوزه بیمههای درمانی است و کارنامه کاری او در سازمان بیمه سلامت ایران نشان داده که بر اساس برنامه پیش میرود و به برنامه پایبند است. از جمله این برنامهها میتوان به اجرای طرح نسخه الکترونیک اشاره کرد. طرحی که از سال ۱۳۹۸ به صورت پایلوت در سازمان بیمه سلامت و از استان کرمان آغاز شد و در نهایت در سال ۱۴۰۰ به اجرای سراسری رسید.
تکمیل رفع همپوشانیهای بیمهای، بیمه خدمات درمان ناباروری، بیمه خدمات مبتلایان اتیسم، انعقاد قرارداد با داروخانههای جدید، کاهش زمان بدهیها به مراکز طرف قرارداد، باور به خدمات الکترونیک سلامت با راه اندازی سامانه شهروندی، برخی از اقدامات او در این سالها بوده است.
ناصحی بر مدار قانون و برنامه حرکت میکند و تاکنون پاسخ گویی مناسبی به رسانهها داشته و علاوه بر برگزاری نشستهای خبری، تعامل مناسبی با خبرنگاران سلامت دارد. از او به عنوان یکی از آرامترین و اخلاقیترین مدیران نظام سلامت نام برده میشود که هم با دولتهای اصولگرا کار کرده و هم در دولت اعتدال.
به نظر میرسد ناصحی با توجه به زاویه دید اخلاقی و تعامل با مجلس، میتواند یکی از اصلیترین گزینهها برای تصدی پست وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی باشد.
هفتم: محسنی بندپی، با سابقه و همراه با اصلاحات
هرچند برخی از محمد علی محسنی بندپی نام میبرند، اما به نظر میرسد نزدیکی انوشیروان محسنی بندپی به تصدی وزارت رفاه بیشتر باشد، تا وزارت بهداشت. انوشیروان محسنی بندپی یکی از با سابقهترین اصلاح طلبانی است که علاوه بر سابقه نمایندگی مجلس تصدی پست استانداری تهران در دوران ریاست جمهوری حسن روحانی، پستهای متعددی در نظام سلامت داشته است.
بندپی در دورهای کوتاه، سرپرست سازمان تامین اجتماعی بوده و همچنین در دورهای سرپرستی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی را بر عهده داشت. او در دورهای مدیرعامل سازمان بیمه سلامت ایران بوده و همچنین ریاست سازمان بهزیستی کشور را هم بر عهده داشته است.
علاوه بر همه اینها، سه دوره نماینده مجلس شورای اسلامی از حوزه نوشهر، چالوس و کلاردشت بوده و ارتباط موثری با نمایندگان مجلس دارد.
به نظر میرسد که بندپی اگر برای سایر وزارتخانهها مانند وزارت رفاه در نظر گرفته نشده باشد، یکی از گزینهها برای وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی هم خواهد بود.
هشتم: رییسی، کرونا و پاسخ گویی
علی رضا رییسی، فوق تخصص بیماریهای غدد و معاون بهداشتی وزیر بهداشت در دوران کرونا است که سخنگویی ستاد ملی مقابله با کرونا را نیز از میانه راه بر عهده داشت. رییسی که از دیار دلیران تنگستان به ساختمان ایوانک رسیده بود، از ریاست شبکه بهداشت برازجان تا معاونت و سپس ریاست دانشگاه علوم پزشکی بوشهر را در کارنامه خود دارد و به صراحت لهجه شهرت دارد.
پاسخگویی رییسی به مردم و رسانهها تا حدی بود که در دوران کرونا بارها در فضای کلاب هاوس با وجود خستگی فراوان، تا نیمه شب به تک تک سوالات درباره وضعیت کرونا و واکسن کرونا و موارد دیگر مرتبط به آن پاسخ میداد.
رییسی به عنوان یکی از خوش نامترین افراد در نظام سلامت که نگاه خوبی به حوزه بهداشت و پیشگیری دارد، میتواند یکی از گزینههای مناسب برای تصدی پست وزارت بهداشت باشد.
نهم: چنگیز، اصفهان و دومین زن وزیر بهداشت
طاهره چنگیز اولین رییس زن در یکی از دانشگاههای علوم پزشکی مادر کشورمان به شمار میرود که در ماههای پایانی وزارت سید حسن قاضی زاده هاشمی به این سمت منصوب شد و تا پایان دولت دوازدهم، رییس دانشگاه علوم پزشکی ماند. او دانش آموخته پزشکی و دکترای تخصصی فارماکولوژی و ایضا آموزش پزشکی است. کار خود را با ریاست دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در میانه دهه هفتاد آغاز کرد و بعدها ریاست مرکز توسعه آموزش پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و سپس قائم مقام معاونت آموزشی دانشگاه را بر عهده داشت. در دولت یازدهم رییس دبیرخانه آموزش پزشکی عمومی و خانواده وزارت بهداشت شد و بعد از آن در دولت دوازدهم رییس دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در دوران کرونا را بر عهده داشت.
حسن خلق و جدیت و قانون مداری و اهل برنامه بودن و روابط خوب او با بدنه دانشجویی و دانشگاهی و عنصر جنسیتی که این روزها پررنگ است، از او هم گزینه محتملی برای تصدی وزارتخانهای ساخته است که بیشترین کارکنان و دانشجویان زیرمجموعه آن خانمها هستند.
گفته میشود در روزهای اخیر از او دعوت به صحبت شده و شاید یکی از گزینههای تصدی پست وزارت بهداشت، این خانم باشد. اگر این اتفاق رخ بدهد، بعد از مرضیه وحید دستجردی، باید طاهره چنگیز را دومین وزیر بهداشت زن در ایران بدانیم.
دهم: قائم پناه، بخت اول، اگر خودش بخواهد
جعفر قائم پناه به گواه برخی صاحب نظران نظام سلامت، بخت اول تصدی پست وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی است. چشم پزشکی که اگر به ساختمان ایوانک برسد، سومین چشم پزشک وزیر بهداشت خواهد بود.
قائم پناه در دوران وزارت مسعود پزشکیان، معاون توسعه وزارت بهداشت بود. گفته میشود که خودش در حال حاضر هنوز رضایتی نسبت به تصدی پست وزارت بهداشت ندارد و اگر بپذیرد، احتمالا از اولویتهای پزشکیان خواهد بود.
یازدهم: جمشیدی، اقیانوس آرام
حمیدرضا جمشیدی، داروساز و فارماکولوژیست اهل نیریز فارس است. او زمانی در ابتدای دهه ۷۰ از جوانترین روسای دانشگاههای علوم پزشکی بزرگ کشور به شمار میرفت. سابقه معاونت و سپس ریاست دانشگاه علوم پزشکی اصفهان تا سال ۱۳۷۶ را در کارنامه دارد، سالهای نه چندان طولانی که از آن به دوران سازندگی دانشگاه مذکور تعبیر میشود. پس از آن ریاست مرکز مدیریت شبکه وزارت بهداشت و قائم مقام معاونت سلامت وزارت بهداشت در دوره وزارت پزشکیان را در سوابق خود دارد.
جمشیدی هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی است و در ایجاد و توسعه گروه دارویی برکت تا همین چند ماه گذشته برای بیش از ۱۴ سال نقش محوری داشت. از لحاظ شخصیتی و اخلاقی، آرام است و عملگرا و کمتر اهل ارتباط با رسانه و البته از جمله ارادتمندان نظام شبکه بهداشتی درمانی کشور به شمار میرود.
او در دولت دوازدهم مشاور وزیر بهداشت در هماهنگی تدابیر ویژه نیز بود و در هفتههای نخست کرونا، دبیر ستاد ملی مقابله با کرونا بود. داروسازی که بیش از درمان، به فعالیتها و علاقمندیهایش به حوزه بهداشت شناخته میشود و البته با بدنه و رئوس نظام سلامت و حاکمیت در دورههای مختلف روابط مطلوبی داشته است.
دوازدهم: تاجرنیا، دندان پزشک سیاسی
علی تاجرنیا، فعال دانشجویی سابق و عضو مرکزیت دفتر تحکیم وحدت در عهد اصلاحات و نماینده مجلس ششم که در مبارزات انتخاباتی این دوره ریاست ستاد پزشکیان در استان تهران را بر عهده داشت. از نادر دندان پزشکانی است که به عنوان گزینه وزارت بهداشت مطرح میشود.
او در دوره گذشته، معاون توسعه سازمان نظام پزشکی کشور بود و البته در سیاست هم بیش از هم صنفان خود ورود دارد. تاجر نیا البته در صورت پیشنهاد شدن، سدی به نام مجلس اصولگرا را در مقابل خود خواهد داشت. اگرچه سابقه او از او چهره سیاسی عملگرا و اجرایی ساخته است، اما شاید دشواریهای تعامل وزیر سیاسی با مجلس فعلی، انگیزههای او برای صدارت وزارت بهداشت را کم کرده باشد و ترجیح دهد در جای دیگری به دولت مسعود یاری رساند.
تاجرنیا روابط خوبی با رسانه و بدنه جامعه پزشکی دارد و اگر روزی بر این مسند بنشیند، احتمالا اولین وزیر بهداشت دندان پزشک کشور خواهد بود.
پایان پیام/
گزارش: امیر پروسنان