نبض زندگی همچنان ریتم دارد
به گزارش ایران پزشک به نقل از ایرنا، تهران غمگین است و این روزها خشونتهای گستردهای را تاب میآورد؛ تهرانی که نبض سیاست و اقتصاد کشور را تنظیم میکند و اکنون جای جای آن با آتش شبانه روزی دشمن، زخمی شده است ولی همه واقعیت تهران، آن چیزی نیست که رسانههای داخلی و خارجی به تصویر میکشند؛ تهران با همه مردمی که هنوز در چارچوب آن نفس میکشند، زنده است و سرپا مانده تا این نیز بگذرد.
ترس یک واکنش طبیعی است
به طور طبیعی برخی از اهالی تهران در چند روز اخیر و با آغاز حملههای وحشیانه دشمن، از پایتخت خارج شده و به شهرستانهای اطراف و یا شهرهای محل تولد خود رفته اند، واکنشی کاملا طبیعی به اسم ترس که هر انسان با روان سالم، آن را تجربه کرده و در مواقع بحرانی به کار میگیرد تا جان خود و خانوادهاش را حفظ کند.
ترس از جنگ و فرار از نقاطی که مورد هدف دشمن قرار گرفته، رفتن به نقاط امنتر، در شرایطی که رفتار دشمن قابل پیش بینی نیست، واکنشی طبیعی محسوب میشود؛ اما اینکه کسی در این شرایط، به امنیت خود یا خانوادهاش فکر نکرده و بگوید «چیزی نشده!»، کمی غیرعادی به نظر میرسد.
تهران نفس میکشد
جنگ با دهها واکنش طبیعی انسانی همراه است؛ اما در شرایط جنگی هم افرادی هستند که مدیریت هیجانی بهتری داشته و میتوانند تا حدی سرپا مانده و به داد دیگران برسند. در این شرایط، سرپا ماندن بیشتر و مدیریت بحران، شرط اصلی حیات محسوب میشود. اکنون تهران بر بازوی همین افراد، روی پای خود ایستاده و زخم موشکها را بر جان زجر دیدهاش، تحمل میکند.
تهران نفس میکشد و زندگی در آن جریان دارد؛ حتی اگر صدای کودکان در مدارس شنیده نشود و خیابانها به نسبت همیشه خالی از ترافیک باشد، باز هم تهران همان پایتخت دوست داشتنی است.
صداها روان را میخراشند
بخش قابل توجهی از جمعیت ساکن تهران همچنان در پایتخت ماندهاند و صداهای انفجار ناشی از حمله دشمن را تحمل میکنند؛ با هر صدایی از جا میپرند و دعا میکنند که درد و زخم جنگ، به پایان برسد.
صداهایی که همه را گوش به زنگ کرده است و بر نگرانیها دامن میزند.
همین صداهای آزار دهنده ناشی از انفجار، میتوانند منجر به بروز اختلالی به نام میسوفونیا یا صدا بیزاری شوند؛ اختلالی که میتواند منجر به واکنشهایی مثل عصبانیت، وحشت و فرار شود. این اختلال میتواند زندگی اجتماعی شخص را محدود کرده و به مرور اضطراب ایجاد کند.
مردم گناهی ندارند
موشکها رحم ندارند و مردم عادی و نظامی نمیشناسند. موشکها از هر مسیری برای مقصود و نیتی، شلیک شده و کاری به جایی که در آن فرود میآیند، ندارند. موشکها ابزاری هستند که جسم و روان مردم را به بازی میگیرند و هر لحظه امکان دارد که نفسی را قطع کنند.
دشمن هیچ وقت به فکر سلامت جسم و روان مردم پایتخت نیست؛ حال آنکه هر موشک که به سوی منطقهای نظامی شلیک میشود، میتواند جان غیرنظامیان را هم به خطر بیندازد.
مردم در این شرایط دشوار، فقط به فکر ادامه زندگی هستند. کلید واژه زندگی که با جنگ تحمیلی، تحت تاثیر قرار گرفته است. جامعهای که دردهای فراوانی را تحمل کرده و تهران دوست داشتنی را بغل کرده، هر روز و شب با صدای غرش موشکها مواجه هستند و چارهای جز ماندن و جنگیدن و زندگی ندارند؛ به این امید که روزی دوباره تهران را همان جوری بسازند که در یادشان مانده است و دشمن را شکست بدهند.
پایان پیام/