اختصاصی ایران پزشک:
نویسنده:
نازنین آهنگری، دکترای روان شناسی بالینی
به گزارش خبرنگار ایران پزشک، آیا تجربههای آسیبزای کودکی و الگوهای دلبستگی میتوانند از مسیر استرس، هورمونها و روابط زوجی بر باروری و موفقیت درمانهای ناباروری اثر بگذارند؟
در سالهای اخیر نگاه به ناباروری از یک مسئله صرفاً زیستی فاصله گرفته و به سمت رویکردی چندبعدی حرکت کرده است. متخصصان سلامت باروری، امروزه ناباروری را در چارچوب مدل زیستی، روانی و اجتماعی بررسی میکنند؛ مدلی که علاوه بر عوامل پزشکی، به نقش استرس، روابط عاطفی و تجربههای روانی گذشته نیز توجه دارد. در همین چارچوب، دو موضوع مهم در تحقیقات جدید مورد توجه قرار گرفتهاند: تجربههای آسیبزای زندگی (تروما) و سبک دلبستگی در روابط عاطفی.
تروماهای دوران کودکی و سلامت باروری
پژوهشهای مبتنی بر شاخص «تجربههای نامطلوب کودکی» (Adverse Childhood Experiences) نشان میدهد افزایش این تجربهها میتواند با افزایش خطر مشکلات مرتبط با باروری همراه باشد. بهعنوان مثال، در مطالعهای که در مجله American Journal of Preventive Medicine منتشر شد، مشخص شد افرادی که امتیاز بالاتری در شاخص تجربههای آسیبزای کودکی داشتند، بیشتر در معرض مشکلات باروری و اختلالات عملکرد جنسی قرار داشتند.
البته پژوهشگران تأکید میکنند این رابطه به معنی علت مستقیم نیست، بلکه بیشتر یک ارتباط آماری و چندعاملی محسوب میشود.
چگونه تروما میتواند بر سیستم تولیدمثل اثر بگذارد؟
یکی از توضیحات علمی برای این ارتباط، نقش سیستم استرس بدن است. تجربههای آسیبزا، بهویژه اگر در سالهای اولیه زندگی رخ دهند، میتوانند عملکرد محور استرس بدن یعنی محور هیپوتالاموس هیپوفیز آدرنال (HPA axis) را تغییر دهند.
فعال شدن مزمن این محور میتواند باعث افزایش هورمون کورتیزول شود. افزایش طولانیمدت کورتیزول با تغییر در ترشح هورمونهای تنظیمکننده باروری مانند GnRH، LH و FSH مرتبط دانسته شده است. این تغییرات امکان دارد به اختلال در تخمکگذاری، تغییر در کیفیت تخمک یا حتی اختلال در لانهگزینی جنین منجر شود.
علاوه بر این، برخی پژوهشها نشان دادهاند استرس مزمن میتواند سطح التهاب سیستمیک را در بدن افزایش دهد؛ عاملی که در برخی موارد با مشکلات لانهگزینی جنین در ارتباط دانسته شده است.
ارتباط تروما با برخی بیماریهای مرتبط با ناباروری
چند مطالعه نیز ارتباط میان تجربههای آسیبزا و برخی بیماریهای مرتبط با ناباروری را بررسی کردهاند. برای نمونه، در برخی تحقیقات مشاهده شده که زنان مبتلا به اندومتریوز یا درد مزمن لگنی، میزان بالاتری از تجربههای سوء استفاده یا خشونت در کودکی گزارش کردهاند. با این حال پژوهشگران همچنان تأکید میکنند که این یافتهها بیشتر نشاندهنده همبستگی هستند و برای اثبات رابطه علّی به مطالعات بیشتری نیاز است.
نقش سبک دلبستگی در تجربه ناباروری
در کنار تروما، پژوهشگران به نقش سبک دلبستگی نیز توجه کردهاند. سبک دلبستگی به الگوی عاطفی و رفتاری افراد در روابط نزدیک اشاره دارد و معمولا در سه دسته اصلی بررسی میشود: دلبستگی ایمن، دلبستگی اضطرابی و دلبستگی اجتنابی.
مطالعات نشان میدهند زنان و مردانی که دارای سبک دلبستگی ایمن هستند، معمولا در مواجهه با ناباروری، سازگاری روانی بهتری دارند. این افراد بیشتر از حمایت عاطفی شریک زندگی خود استفاده میکنند و همکاری بهتری در روند درمان دارند.
در مقابل، افراد با دلبستگی اضطرابی معمولا سطح بالاتری از نگرانی، نشخوار ذهنی و استرس را تجربه میکنند. پژوهشی که در مجله Journal of Psychosomatic Obstetrics & Gynecology منتشر شد نشان داد زنان دارای سبک دلبستگی اضطرابی در طول درمان ناباروری، سطح بالاتری از استرس و کاهش کیفیت زندگی را گزارش میکنند.
افراد با سبک دلبستگی اجتنابی نیز ممکن است تمایل کمتری به بیان احساسات و دریافت حمایت عاطفی داشته باشند؛ موضوعی که میتواند فشار روانی درمان را افزایش دهد.
چرا رابطه زوجی در درمان ناباروری مهم است؟
ناباروری اغلب به عنوان یکی از بحرانهای مهم زندگی مشترک شناخته میشود. پژوهشها نشان دادهاند کیفیت رابطه زوجی میتواند بر نحوه مواجهه با درمان تأثیر بگذارد. زوجهایی که رابطه حمایتیتر و ارتباط عاطفی قویتری دارند، معمولا استرس کمتری تجربه میکنند و احتمال ادامه درمان در آنها بیشتر است.
در مقابل، فشار روانی شدید میتواند باعث شود برخی زوجها درمان ناباروری را پیش از تکمیل مراحل آن متوقف کنند.
آیا درمانهای روانشناختی میتوانند کمک کنند؟
به همین دلیل بسیاری از مراکز پیشرفته درمان ناباروری در جهان، خدمات مشاوره روانشناختی باروری (Fertility Counseling) را به بخشی از برنامه درمانی تبدیل کردهاند. مداخلاتی مانند درمان شناختی – رفتاری (CBT)، برنامههای ذهنآگاهی (Mindfulness) و درمانهای زوجدرمانی میتوانند به کاهش اضطراب، بهبود تنظیم هیجانی و تقویت حمایت زوجی کمک کنند.
برخی متاآنالیزها نیز نشان دادهاند این مداخلات ممکن است علاوه بر بهبود سلامت روان، در برخی موارد با افزایش احتمال بارداری نیز همراه باشند، هرچند پژوهشگران تأکید میکنند که شواهد در این زمینه هنوز قطعی نیست.
جمعبندی ایران پزشک
در مجموع، تحقیقات نشان میدهند تروماهای زندگی و سبک دلبستگی بهتنهایی علت ناباروری نیستند. با این حال این عوامل میتوانند از طریق تاثیر بر سیستم استرس بدن، تنظیم هورمونها، التهاب و کیفیت رابطه زوجی تجربه ناباروری و حتی روند درمان آن را تحت تاثیر قرار دهند. به همین دلیل بسیاری از متخصصان بر اهمیت توجه همزمان به ابعاد روانی و پزشکی در درمان ناباروری تاکید میکنند.
منابع
Hillis SD et al. (2004). Adverse childhood experiences and sexual health outcomes. American Journal of Preventive Medicine.
Lowyck B et al. (2009). Attachment insecurity and infertility-related stress. Journal of Psychosomatic Obstetrics & Gynecology.
Matthiesen SMS et al. (2011). Stress and success of IVF treatment. BMJ / Human Reproduction.
Frederiksen Y et al. (2015). Psychological interventions and pregnancy rates in infertility. Human Reproduction Update.
Peterson BD et al. (2012). Psychosocial aspects of infertility and reproductive health. Fertility and Sterility.
پایان پیام/